|
عاشقانه |
|
|
.jpg)

زندگی پر از صدای پای کسانی است که همانطور که تو را می بوسند ، طناب دارت را میبافند! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زمین در زیر پا می بینم امشب خدایا مرگ ده تا جان سپارم که یار خود جدا می بینم امشب * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تمام ناتمام من با تو تمام میشود .
لای خاطرات تلخم ، یاد تو همیشه شیرینه .
ستاره در هوا می بینم امشب
افسون چشمای تو هستم نگاهم کن ، در دیاری که مرا نیست جز تنهایی یار ، حیران و چشم براه تو هستم نگاهم کن .
انسان های بزرگ شرایط را خلق می کنند و انسان های کوچک تابع شرایط می شوند .
برف آمد و پاییز فراموشت شد . آن گریه ی یک ریز فراموشت شد . انگار نه انگار که با هم بودیم . چه زود همه چیز فراموشت شد .
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
گفتم کجا ؟ گفتا به خون ! گفتم چرا ؟ گفتا جنون ! گفتم مرو ، خندید و رفت ...
تو رفتی واسه همیشه چرا باورم نمیشه ، می خوام بازم خیالت قبله ی آرزوم شه .
حسرت دیده بی تاب تو بیمارم کرد
آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد
بی جهت نیست که مست رخ زیبای تو ام
لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد
مستی ام جام نگاهی ز افق های تو بود
آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد
شهر را از تب بیماری من جایی نیست
راه گم کرده به دنبال تو آواره و ویرانم گرد
اشکم از دیده به گرمای نفسهای تو بود
جام اندوه تو مر همره و همرام کرد
